حسين مدرسى طباطبائى
182
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
فرمان همايون شد آنكه چون در اين وقت مهر على و قاسم على دهخدايان و ملاك باغات دار السلطنهء قزوين به عرض رسانيدند كه در رودخانهء دزج قدرى حقابه دارند كه باغات خود را از آن رودخانه مشروب مىنمايند و معمول در ميان ايشان و ميرابان سابق اين بود كه در وقتى كه آب متعلق به رعايا بود يكماه بعد از نوروز به قدرى كه يك آسيا بر آن داير شود ميرابان از حصهء رعايا به باغ سعادت مىبردهاند و بعد از آن بر سر آب رعيت مىانداختهاند و در وقتى كه آب مخصوصى سركار خاصهء شريفه مىشده تدارك نموده ، در بعضى سالها آب مىداده و در بعضى سالها از مأخوذ مقررى گاه ثلث و گاه ربع كم مىكردند و مأخوذ آب بهارى نفرى پنجاه دينار و اول تابستان صد دينار و اوسط تابستان دويست دينار بوده و هفت روز قبل از آنكه آب رودخانهء مزبوره متعلق به سركار خاصهء شريفه شود متعلق به كلانتر بوده كه به هجده تومان مقطع است و مردم شهر را در آن حقى نيست و ميراب حال دستور سابق را منظور نداشته ، قبل از آنكه متعلق به سركار خاصهء شريفه شود آب ايشان را تصرف ، و شبانه روزى به مبلغ هفتهزار دينار فروخته و آب سركار خاصهء شريفه را شبانهروزى به چهارده هزار دينار و هيجده هزار دينار مىفروشد و به جبر قيمت بازيافت مىنمايد . و در حينى كه سيلاب مىآمده و به باغات خود سر مىافتاده ميرابان سابق به خلاف معمول نفرى پنجاه دينار مىگرفته و ميراب حال نفرى دويست دينار مىخواهد . و كلانتر دار السلطنهء مزبور از قديم الايام الى الان فيما بين سركار خاصهء شريفه و يخچالها و ملاك باغات بر اين موجب : [ وادى ارنزك - از ابتداء جدى لغايت پنجم ثور حق يخچالها و ملاك باغات ، و از ابتداء ششم ثور لغايت بيستوچهارم منه حق قريهء دستجرد وقفى